دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
284
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
و علمى بىبهرهاند . . . » و نوشتههاى آنها « با نوعى خط خشن انجام مىگيرد كه نه شكل دارد و نه محتوا . » « 1 » درواقع برادران شرلى در امور ديپلماسى و نظامى سررشته داشتند و اطلاعاتى كه ارائه دادهاند در زمينه فناورى توپخانه بوده است . ايبل پينكن ( Abel Pincon ) نيز كه در معيت آنتونى شرلى بود ، مىنويسد كه ايرانيان فقط زرهى سنگين دارند و فاقد توپخانهاى هستند كه سلطان عثمانى سليم اول را در سال 920 / 1514 نجات داد . ولى اين گفته او را بايد با گفته دونخوان بسنجيم مبنى براينكه وقتى تركان سلطان مراد سوم قلعه تبريز را در سال 993 / 1585 گرفتند ، ايرانيان دو توپ عظيمالجثه با خود آوردند كه « دهانه آنها داراى يك يا رد عرض و طول لولهشان پنج يا رد بود . » « 2 » بهعلاوه ، به نظر مىرسد كه توپ را از تاتارها گرفته باشند و شاه عباس اول در اوج قدرت خود از قرار معلوم افرادى را بهخدمتگرفته كه تركان را ترك گفته و به دو پيوستهاند و ساخت توپهاى جديدى را براى او سازماندهى كردهاند . كريسى ( Creasy ) ، به برترى مسلم تركان در امر مهندسى نظامى تأكيد كرده است . ولى توپخانه ايرانيان پس از ورود برادران شرلى و بهرهگيرى از تجارب آنها و بر اثر ارتباط با غرب رو به بهبود گذاشت و اين ارتباط همچنان حفظ شد چنانچه فيليپ كلمب يكى از فرانسويانى كه در زمان شاه سلطان حسين عهدهدار توپخانه ايران بود در جنگ گلناباد در سال 1134 / 1722 كشته شد . اثرات بلافصل همكارى آنتونى شرلى كه گفتهشده همراه خود يك نفر « توپريز » آورده و كتابهائى در زمينه « فنون استحكامات نظامى » به شاه عرضه كرده بود ، با عبارات مبالغهآميزى در نقلقولهاى زير خلاصه شده است : « عثمانيان مقتدر ، موجب وحشت جهان غرب ، موجب شدند كه شيادى بهنام شرلى وارد صحنه شود تا سرنوشت را تغيير دهد . اغلب ايرانيان هنر جنگ شرلى را كه قبل از آن چيزى از توپخانه نمىدانست ولى حال 500 عراده توپ و 6000 نفر تفنگچى در اختيار دارد ، ياد گرفتند ؛ ازاينرو اينها كه يك زمانى شمشيرهاى دستشان موجب وحشت و هلاكت تركان شده بود ، حال مجهز به توپخانه دوربرد و سلاح آتشين شدهاند كه وحشتناكتر مىنمايد « 3 » . » امروزه روشن شده است كه اين عبارات نمىتواند با ظاهر امر همخوانى داشته باشد و در اين زمينه بايد نظر منطقى و عاقلانه ارائه داد : سيورى در تحليلهاى خود معتقد است كه توپچيان
--> ( 1 ) - راس ، Sir Anthony Sherley ، صص 22 - 121 . ( 2 ) - دونخوان ، ترجمه لسترنج ، ص 189 . ( 3 ) - پرچس ، جلد 10 ، ص 376 .